تبلیغات
 
 
طلبه جوان - برادر
دوشنبه 17 بهمن 1384

پای درس حضرت سقا  علیه السلام
☻ امام و ولیت را آقا و مولا صدا کن اگر چه برادرت باشد.
☻ همین که صدای تشنه ای را شنیدی از جا برخیز؛ اگر چه بدانی که مشکت خالی برخواهد گشت.
☻ طوری زندگی کن که مولایت به تو بگوید:«بنفسی انت».
☻ وجودت مایه امنیت دوستان و وحشت دشمنان باشد.
☻ در حفظ شریعت فرزند غدیر چنان از جان مایه بگذار که شریعه فرات بر تو جانانه بگرید.
☻ درعصری که همه دستها روی هم خوابیده اند، دستانت آماده بوسه سم اسبان باشد.
☻ ببین آیا مرگ تو می تواند این جمله را بر زبان امام زمانت جاری کند؟ «الان انکسر ظهری ...».

ماموریت
عازم ماموریت بود. ماموریتی نحس. از این که او برای این کار انتخاب شده بود خیلی ناراحت بود. آرزو می کرد که ای کاش انسان بود و اختیار داشت. تیر رها شد و بر گلوی شیرخواره  نشست.



-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
  طلبه جوان         دوشنبه 17 بهمن 1384 ، ساعت 09:02 ق.ظ
 
 »»  درباره وبلاگ
 »»   تازه چه خبر؟
 »» معرفی وبلاگ
 »»  معرفی سایت
 »» طلبه‌های وب‌نورد
 »»  آمار وبلاگ
امروز: 
بازدیدهای امروز:  
بازدیدهای دیروز:

كل مطالب:  
كل نظرها:
كل بازدیدها:

ایجاد صفحه :
- ثانیه
»»  مطالب قبلی