پای درس حضرت سقا علیه السلام
☻ امام و ولیت را آقا و مولا صدا کن اگر چه برادرت باشد.
☻ همین که صدای تشنه ای را شنیدی از جا برخیز؛ اگر چه بدانی که مشکت خالی برخواهد گشت.
☻ طوری زندگی کن که مولایت به تو بگوید:«بنفسی انت».
☻ وجودت مایه امنیت دوستان و وحشت دشمنان باشد.
☻ در حفظ شریعت فرزند غدیر چنان از جان مایه بگذار که شریعه فرات بر تو جانانه بگرید.
☻ درعصری که همه دستها روی هم خوابیده اند، دستانت آماده بوسه سم اسبان باشد.
☻ ببین آیا مرگ تو می تواند این جمله را بر زبان امام زمانت جاری کند؟ «الان انکسر ظهری ...».

ماموریت
عازم ماموریت بود. ماموریتی نحس. از این که او برای این کار انتخاب شده بود خیلی ناراحت بود. آرزو می کرد که ای کاش انسان بود و اختیار داشت. تیر رها شد و بر گلوی شیرخواره نشست.
تبلیغات