علتش را نمی دانم. شاید به خاطر تکرار زیاد برایمان عادی شده است. قضیه فلسطین را می گویم.
دیگر عبارت
« تنی چند شهید و مجروح شدند» دلمان را نمی لرزاند. دیگر خیلی راحت کانال تلویزیون را عوض می کنیم وقتی که تصویر طفل آواره فلسطینی را نشان می دهد. روی صحبتم با قلب هایی است که به خاطر ورود توپ به دروازه از تپش می ایستند ولی بی تفاوت از کنار بارش توپ بر سر خانه های بی پناه می گذرند.بس است. خودم هم دیگر از این حرف ها خسته شده ام. دوست دارم بخوابم و وقتی که از خواب بیدار می شوم، همه جا امنیت باشد و صلح و دوستی. دیگر طاقت ندارم شاهد تعبیــر کابوس های کودکان فلسطینی باشم. دیگر نمی توانم بیش از این قربانی شدن وجدان و ارزش های اخلاقی به پای منافع شخصی را ببینم. فجیع ترین صحنه ای که بشریت خلق کرده است. ای پروردگار قادر، تو خود شاهد همه قضایا هستی. ای خدای ابابیل، فیل سواران، امروز باز قصد خانه تو را کرده اند.
تبلیغات