تزكیه نفس
تكرار این تركیب را بر منبرهای چوبی و كاغذی، بسیار شنیدهایم. نگارنده نیز به تازگی، ترجمه و تفسیری را در این باره تجربه كرده است كه آن را تقدیم شما میكند. البته شاید آن را شنیده باشید. اما به هر ح
ال، تكرار آن هم خالی از لطف نیست؛ كه «ان الذكری تنفع للمومنین».
تزكیه نفس به معنای محروم شدن از لذتها نیست. كه این لذتها همه آفریده شدهاند برای انسان. بلكه تزكیه نفس به معنای تربیت «روح» است. آموزش دادن روح به این كه «منزلت» خویش را بداند. بداند كه از جنس خداست؛ پس نباید خود را ارزان بفروشد. تزكیه نفس یعنی بالا بردن قدرت انتخاب. گزیدن لذتهای بزرگ و ماندگار، و چشم پوشی از لذتهای پست و زودگذری كه در شأن یك «روح بزرگ» نیست. زیرا صرف سرمایه بزرگ در چیزهای كمارزش، خسرانی است كه هر عاقلی، عامل آن را سرزنش میكند. و من گمان نمیكنم سرمایهای باارزشتر از حیات و عمر آدمی باشد. و «ان الانسان لفی خسر».
باور كن...!
هرازگاهی میرم پیشش تا پای صحبتهاش بشینم. یه روز از زندگی پیامبرا میگه؛ یه روز از اقتصاد. یه روز ما رو میبره میدون جنگ و آداب و احكام نبرد یادمون میده؛ یه روز كلاس رسم زندگی و بندگی برامون میذاره. خلاصه از هر دری كه بگی حرف برای زدن داره. اونم حرف حساب. جاتون خالی دیروز پیشش بودم. اما این دفعه جوری حرف زد و چیزایی گفت كه منو بدجوری به فكر انداخت. یازده بار؛ باورتون میشه؟! یازده بار قسم خورد تا بلكه حرفشو باور كنم. متن صحبتهاشو براتون مینویسم تا شما هم تو جریان باشین. البته حتما خودتون قبلا شنیدین!
بسم الله الرحمن الرحیم
والشمس و ضحیها (1) والقمر اذا تلیها (2) ... قد افلح من زكیها (9) و قدخاب من دسیها (10)
قسم به خورشید و تابندگیش. قسم به ماه آنگاه كه از پی خورشید برآید... باوركنید كسی رستگار میشود كه نفسش را تزكیه كند. و زیان از آن كسی است كه نفسش را بیالاید.
لکنت قلم!
خواستم درباره آقا امام حسین (علیه السلام) بنویسم. قلم به نكلت افتاد و ازحركت ایستاد!
تبلیغات